تبليغاتX

JavaScript Codes عشقولانه های من
دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی دیگر رونقی دیگر هست ...........
Image and video hosting by TinyPic

تولدت مبارک

امشب شبه تولد بهترینه منه .اونایی که ما دو نفر رو دیدن حتما عشق رو توو چشمامون دیدن و حس کردن .دعا کنید به ارزومون برسیم .فقط میتونم بهت بگم دوستت دارم م

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 8:5 بعد از ظهر  توسط love | 
Image and video hosting دوستت دارم

. هر وقت به یاد تو می افتم احساس می کنم باید چیزی بنویسم. چند خط از دریا. چند خط از ابر. چند خط از فرشته ها. چند خط از مهربانی.... در این زمانه ای که نه روی سنگها می شود چیزی نوشت و نه روی آبها برای تو نوشتن چه لذتی دارد.

باید از تو بنویسم. خوب می دانم چرا؟ وقتی در هوای تو نفس می کشم چشمهایم جز تو را نمی بینند و دستانم جز تو را لمس نمی کنند. وقتی سرگشتگی و تنهایی ام را به مهمانی خلوتم می برم و درهای خیال را بر روی خود می بندم در انتهای این بن بست هم می دانم که باید از تو بنویسم.

مهربانم! چشمهایت را دوست دارم. مرا به یاد رویاهای سبز و دلپذیرم می اندازد. دنیا را بارها در چشمهایت دیده ام. خودم دیدم که یک روز صبح خورشید پلکهایت را باز کرد و آرام از آن بیرون آمد. چشمهای خودم را نیز خیلی دوست دارم. چون هر وقت هوای بی تو بودن سنگین می شود و دلم از فراقت آتش می گیرد آن قدر اشک می ریزد و می بارد تا لایه شفافی از عطر تو شعله ها را فرو بنشاند.

هر شب بر بام رویاهایم می ایستم تا شاید دست در دست ماه به دیدنم بیایی. هر چه قدر هم که دور باشی دست فرشتگان را می گیرم و نیلوفرانه آن قدر از ستاره ها بالا می آیم تا به تو برسم...

"دوست دارم به جای پرهای پروانه نگاه تو را میان دفتر شعرم بگذارم

وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم خاطرات با تو بودن آرامشم را بر هم می زند. چه پریشانی لذت بخشی است دلتنگ تو بودن... دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده... برای دیدنت... دیشب در خواب منتظر آمدنت بودم. اما به خوابم نیومدی و درد انتظار را در خواب هم حس کردم...

کویرم پر از تشنگی با تو، اما

                                         پر از چشمه سارم، چرا باورت نیست؟

بی تو قامت نحیف شب بو ها حتی زیر باران می شکند. بی تو هیچ رودی به فکر دریا شدن نیست. بی تو تمام پرستوهای عاشق بی آشیان می شوند. بی تو حتی ماه هم در شبهای تنهایی ام رغبت نمی کند سری به من بزند. بی تو هوای چشمانم همیشه بارانی است.

من لبخند را به شوق دیدن تو آموخته ام. من مهربانی را و عشق را به خاطر تو دوست دارم. اگر تو نبودی من یک. خیمه تنها. یک سکوت ممتد. یک ابر بی باران. یک چراغ شکسته. یک بهت بی پایان بودم

Image and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPicImage and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/12/12ساعت 7:49 بعد از ظهر  توسط love | 

مرا با سوز جان بگذار و بگذر

اسیر و ناتوان بگذار و بگذر

چو شمعی سوختم از اتش عشق

مرا اتش به جان بگذار و بگذر

دلی چون لاله بی داغ غمت نیست

بر این دل هم نشان بگذار و بگذر

مرا با یک جهان اندوه جانسوز

تو ای نامهربان بگذار و بگذر

دو چشمی را که مفتون رخت بود

کنون گوهر فشان بگذار و بگذر

درافتادم به گرداب غم عشق

مرا در این میان بگذار و بگذر

به او گفتم : حمید از هجر فرسود

به من گفتا : جهان بگذار و بگذر

+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/10/24ساعت 4:36 بعد از ظهر  توسط love | 
Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/10/15ساعت 2:40 بعد از ظهر  توسط love | 
Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/11ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط love | 

زیر خاکستر ذهنم باقیست، اتشی سرکش و سوزنده هنوز

یادگاری است ز عشقی سوزان، که بود گرم و فروزنده هنوز

عشقی ان گونه که بنیان مرا ، سوخت از ریشه و خاکستر کرد

غرق در حیرتم از این که چرا ، مانده ام زنده هنوز؟

گاهگاهی که دلم می گیرد، پیش خود می گویم

ان که جانم سوخت ، یاد می ارد از این بنده هنوز؟؟

سخت جانی را بین ، که نمردم از هجر

مرگ صد با ر به از

                                               بی تو بودن باشد

گفتم از عشق تو من خواهم مرد

چون نمردم هستم ، پیش چشمان تو شرمنده هنوز

گر چه از فرط غرور، اشکم از دیده نریخت

بعد تو لیک پس از ان همه  سال

کس ندیده به لبم خنده هنوز.

گفته بودند که     :                                                                                       از دل برود یاد چو از دیده برفت

سالها هست که از دیده من رفتی ، لیک

دلم از مهر تو اکنده هنوز

دفتر عمر مرا ، دست ایام ورق ها زده است

زیر بار غم عشق، قامتم خم شدو پشتم بشکست

درخیالم اما، همچنان روز نخست ، توئی ان قامت بالنده هنوز

در قمار غم عشق

دل من بردی و با دست تهی، منم ان عاشق بازنده هنوز

اتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش

گر که گورم بشکافند عیان می بینند

زیر خاکستر جسمم باقی است ، اتشی سرکش و سوزنده هنوز......

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/10/11ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط love | 
 

كجا باید رفت؟.....

ز كه باید پرسید؟!!!

 واژه عشق و پرستیدن چیست؟

                جان اگر هست چرا در من نیست؟

 من كه خود می دانم ..

راه من راه فناست

قصه عشق فقط یك رویاست....

 اه ای راه سكوت...

             اه ای ظلمت شب....

    من همان گمشده ی این خاکم

                                            به خدا عاشق قلبی پاكم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 8:15 بعد از ظهر  توسط love | 
 

وقتی در تنهایی خودم قدم می زنم خاطرات با تو بودن آرامشم را بر هم می زند. چه پریشانی لذت بخشی است دلتنگ تو بودن... دلم برای شنیدن صدایت تنگ شده... برای دیدنت... دیشب در خواب منتظر آمدنت بودم. اما به خوابم نیومدی و درد انتظار را در خواب هم حس کردم...

کویرم پر از تشنگی با تو اما

                                         پر از چشمه سارم چرا باورت نیست؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 8:14 بعد از ظهر  توسط love | 

وقتی گریبان عدم با دست خلقت می درید

وقتی ابد چشم تو را پیش از ازل می آفرید

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید

وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود

آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامت سجده کرد

آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گلی

چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی

"افشین یداللهی"

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/08/19ساعت 8:8 بعد از ظهر  توسط love | 

 

امشب دوباره دلم بي صدا شکست باگريه اي غريب وغمي آشنا شکست تا کهکشان غرقه شدن در خيال تو پرواز کرد و چو مرغي رها شکست يک عمرمن شکستم و با درد ساختم ، اما کسي نگفت چرا بينوا شکست ماندم ميان موج غريبي زاشک و آه ، کشتي صبرم از ستم نا خدا شکست امشب ستاره ها پي دلداري آمدند ، اما زداغ من دلشان تا خدا شکست اي کاش... باز به داد دلم رسي امشب دوباره دلم بي صدا شکست

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 5:7 بعد از ظهر  توسط love | 

زندگی 3 بار بهت دروغ میگه .........

 1 - وقتی به دنیات میاره ........

2 - وقتی عاشقت میكنه .......... 

3- وقتی زندگیت رو ازت میگیره.............................................

تا بهت بگه همش

 

               خوابی بود و بس!!

************************

 

دوست داشتن کسی که سزاوار دوستی نیست ، اسراف در محبت است . اگر میخواهی همیشه آرام باشی ، دلگیریهایت را روی ماسه و شادیهای خود را بر روی سنگ مرمر بنویس . اگر کسی را دوست داری که او تو را دوست ندارد ، سعی نکن از او متنفر شوی، بلکه سعی کن او را فراموش کنی

 

*************************

 

 


 

آی عاشقای بی گناه
ما همه زرد و بی کسیم

تنهاییم عین آسمون

آواره ایم عین نسیم

همه باید یاد بگیرم

که مثل مجنون بزرگ

عاشق هر کسی بشیم

آخر بهش نمیرسیم

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 5:6 بعد از ظهر  توسط love | 

 

اگه چشمت پرسید : بگو ندیدم
اگه گوشت پرسید : بگو نشنیدم
اگه دستت لرزید : بگو بخاطر سرماست
اگه پاهات سست شد : بگو به خاطر ضعفه

ولی اگه دلت ریخت 

: به خودت دروغ نگو که دوستش نداری

 

****************************

 

 

زندگی با همه وسعت خویش،

مسلک ساکت غم خوردن نیست...

حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست،

اضطراب و هوس و دیدن و نادیدن نیست،

زندگی خوردن و خوابیدن نیست...

زندگی جنبش و جاری شدن است...

زندگی کوشش و راهی شدن است،

از تماشاگه آغاز حیات تا به جایی که خدا می داند.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 5:1 بعد از ظهر  توسط love | 

 

 

در کنج دلم عشق کسی خانه ندارد
کس جای در این کلبه ی ویرانه ندارد
دل را به کف هر که نهم باز پس آرد
کس تاب نگهداری دیوانه ندارد
در انجمن عقل فروشان ننهم پای
دیوانه سر صحبت فرزانه ندارد
تا چند کنی قصه ز اسکندر و دارا
ده روزه ی عمر این همه افسانه ندارد
از شاه و گدا هر که در این میکده ره یافت
جز خون دل خویش به پیمانه ندارد
در بزم جهان جز دل حسرت کش ما نیست
آن شمع که می سوزد و پروانه ندارد
گفتم مه من از چه تو در دام نیفتی
گفتا چه کنم دام شما دانه ندارد
ای آه مکش زحمت بیهوده که تقصیر
راهی به حریم دل جانانه ندارد

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 4:59 بعد از ظهر  توسط love | 

خدا وکیلیشو بخوای مزد من این نبود ونیست
نمره بی معرفتی تو درس نارو میشه 20
خدا وکیلیشو بخوای رسم رفاقت این نبود
تو بی مرامی قد تو هیچکسی رو زمین نبود
از اول اشتباه بوده ما وصله هم نبودیم
باشه تو دست کم بگیر اما ما که کم نبودیم
خوب دیگه از ما که گذشت تو با بقیه این نکن
واسه شکار مرغ عشق پشت قفس کمین نکن
ادای عشقو در نیار به باب سادگی نزن
مردمو ننداز توی دام تو دام عشفت مثل من

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/09ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط love | 
همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ما

کوه ما سینه ما ناخن ما تیشه ما

شور شیرین چنان آراست ره جلوه گری

همه فرهاد تراود ز رگ و ریشه ما

عشق شیریست قوی پنجه و میگوید فاش

هر که از جان گذرد ، بگذرد از بـیـشه ما

***********************************

لحظه ها مجنون را دیوانه کرد

عاشقی را از بر جانانه کرد

دل به دریا سر به صحرا روزو شب

قصه هایش را دگر افسانه کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 10:36 قبل از ظهر  توسط love | 
آه عاشقان